به‌یاد آقا معلم!

هم‌میهنان؛ حضار محترم و خانواده‌ی ارجمند مشایخی!

شما امروز برای بزرگ‌داشت خاطره‌ی انسانی گرد هم آمده‌اید که عاشق زندگی بود و تا واپسین دم حیات، مرگ را به هیچ گرفت و با روحیه‌ای باورنکردنی با عفریت سرطان دست و پنجه نرم کرد و آن‌گاه که قلب پرمهرش از جنبش باز ایستاد، عزیزان و یاران‌اش را در غم سوگی بزرگ تنها گذاشت.
از همه‌ی شما حضار محترم اجازه می‌خواهم از راه دور این ضایعه‌ی دردناک را به هم‌سر، پدر، مادر، خواهر، برادر و تمامی بازمانده‌گان خانواده‌ی مشایخی و یاران و دوستان‌اش صمیمانه تسلیت بگویم و برای همه‌ی شما و جامعه‌ی ایران بهترین‌ها را آرزو نمایم. بدون تردید فقدان مهرداد نه‌تنها برای خانواده و یاران‌اش مصیبت بزرگی محسوب می‌شود، بلکه برای جنبش سیاسی–روشنفکری و جامعه‌ی مدنی ایران نیز ضربه‌ی جبران ناپذیری‌ست.
با مرگ مهرداد نسل جوان بعد از انقلاب، جامعه‌شناسی را از دست داد که در سودای تغیر جامعه بود. به باور من مهرداد می‌توانست هم‌چنان‌که بود، نقشی روشن‌گر و واسط نسل جوان پیش از انقلاب با نسل جوان بعد از انقلاب باشد. افسوس که عمر آقا معلم ما قد نداد.
در تمام ایام بیماری، هربار که با او تلفنی گفت‌وگو می‌کردم، پس از خاتمه‌ی صحبت بی‌اختیار بغض گلوی‌ام را می‌فشرد و اشک حسرت و غم از دیده‌گان‌ام سرازیر می‌شد و این بیت سنایی را با خود زمزمه می‌کردم که:
همی گفتم که خاقانی دریغا گوی من باشد
دریغا من شدم آخر دریغا گوی خاقانی
چون نیک می‌دانستم که دوست جوان دیگری را در این سال‌های غربت از دست می‌دهم.
مهرداد انسانی بود که به رغم نزدیک بودن مرگ با قدرتی بی‌نظیر در تلاش نزدیک کردن دست‌هاو قلب یاران‌اش بود و پیوسته مرا به گذشت و آشتی، هم‌راهی و هم‌دلی با برخی دوستانی تشویق می کرد که من به‌دلیل برداشت‌های کاملاً متفاوت و متضاد سیاسی از آن‌ها دوری گزیده بودم و از این‌رو نمی‌توانستم پاسخ دل‌خواه او را بدهم تا این‌که در آخرین
گفت‌وگوها ناگهان به من گفت: «آقای تهرانی راستش من شما را در این زمینه نمی‌فهمم.»
او در اوج بیماری با جثه‌ای ظریف، با صدایی آرام در آخرین لحظات عمرش درس‌های بسیاری به‌من آموخت. آخر او آقا معلم جوان من نیز بود. او همه‌چیز را مهمان تاریخ می‌دانست و تنها نام نیک را ماندنی.
به‌قول حکیم عمر خیام:
یک چند به کودکی به استاد شدیم
یک چند ز استادی خود شاد شدیم
پایان سخن شنو که مارا چه رسید
از خاک برآمدیم و بر باد شدیم

یاد آقا معلم گرامی باد
مهدی خانبابا تهرانی (شاگرد پیر مهرداد)
فرانکفورت – اکتبر ۲۰۱۱

سال‌گرد کشتار در میکونوس – صفحه ۲ – BBC

بیست سال بعد از ترور رهبر حزب دموکرات کردستان ایران و شماری از فعالان کرد در رستورانی در برلن آیا رای دادگاه جنجالی میکونوس مشمول مرور زمان شده؟ در صفحه دو آخر هفته عنایت فانی این موضوع را با حضور مهمانان گلاله شرفکندی، مهدی خانبابا تهرانی، حمید نوذری و مجتبی واحدی بررسی می کند‬.

انتخابات آینده مجلس، و اختلاف نظرهای درون‌جناحی

۱۳۹۰/۰۶/۰۳
غلامعلی حداد عادل رئیس مجلس هفتم و مشاور عالی رهبر جمهوری اسلامی ایران به تازگی از تمایل رهبر به حضور اصولگرایان در انتخابات مجلس در قالب یک فهرست واحد سخن گفته است. گفته‌هایی که واکنش‌هایی را در میان دیگر چهره‌های اصولگرا برانگیخت. آنجا که چهره‌هایی چون حسن غفوری فرد، محسن یحیوی و حمیدرضا کاتوزیان که گروه‌های مختلفی از اصولگرایان را نمایندگی می‌کنند به شدت از هزینه کردن از رهبر در بحث انتخابات انتقاد کردند.غلامعلی حداد عادل نیز چندی پیش هم در گفته‌هایی در جمع جبهه پایداری یکی از تشکل‌های تازه منشعب شده در میان اصولگرایان با اشاره به دیدگاه‌های رهبر جمهوری اسلامی ایران در مورد وحدت اصولگرایان هشدار داده بود که روند انشعاب در میان اصولگرایان ممکن است به قیمت شکست آنان در انتخابات آینده مجلس تمام شود. ادامه‌ی خواندن

حزب توده ایران و ضربات ناشی از دو انشعاب تاریخی

حزب توده ایران و ضربات ناشی از دو انشعاب تاریخی

مهدی خانبابا تهرانی از اعضای «سازمان انقلابی حزب توده ايران» که از حزب توده انشعاب کرد.

۱۳۹۰/۰۷/۱۱

مهدی خانبابا تهرانی، چهره شناخته شده سياسی و رسانه ای ايرانی سال هاست که مقیم اروپا است.

آقای خانبابا تهرانی فعاليت سياسی خود را در دهه ۲۰ خورشيدی با عضويت در سازمان جوانان حزب توده ايران آغاز کرد و بعدها عضو آن حزب شد. وی پس از کودتای ۲۸ مرداد به صف منتقدين حزب پيوست و جزو انشعابيون این تشکيلات سياسی بود که بعدا نام «سازمان انقلابی حزب توده ايران» را بر خود نهاد.

وی همچنين در تشکيل کنفدراسيون جهانی محصلين و دانشجويان ايرانی-اتحاديه ملی  مشارکت داشت.

مهدی خانبابا تهرانی در گفت و گويی به مناسبت هفتادمين سالگرد تاسيس حزب توده ايران، از تشکيل اين حزب و ساير رویدادهای مربوط به آن تا زمان انشعاب منتقدين و ناراضيان و تشکيل سازمان انقلابی حزب توده ايران سخن گفته است. ادامه‌ی خواندن

انتخاب احمدی نژاد نتیجه عزم راسخ سپاه پاسداران، ولی فقیه، مدرسه حقانی و مصباح یزدی بود

مهدي خانبابا تهراني، فعال سياسي در آلمان در واكنش به انتخابات رياست جمهوري اسلامي در مصاحبه با راديو فردا مي گويد: آنچه كه در چشم انداز اين انتخابات ديده مي شد، عزم راسخ سپاه پاسداران در ميت ولي فقيه و مدرسه حقاني و بسياري از روحانيون ايران من جمله آقاي مصباح يزدي و ديگران بود كه مصمم بودند به هر قيمتي كه شده اين سكو را هم اشغال كنند. آقاي خانبابا تهراني مي گويد: تنها راه باقيمانده اين است كه نيروهايي كه به اصلاحات هنوز پايبند هستند، طي يك اجماع و برنامه جبهه گسترده دموكراسي و حقوق بشر، مسائل را در يك وحدت بزرگ ملي ببينند.مريم احمدي (راديو فردا): اكبر هاشمي رفسنجاني نامزد شكست خورده دور دوم انتخابات رياست جمهوري اسلامي، گفت بنا ندارد درباره انتخابات به داوراني شكايت ببرد كه نشان دادند نمي خواهند يا نمي توانند كاري بكنند. ادامه‌ی خواندن

سرنوشت حاکمیت مردم در فاصله دو اتقلاب یا گزارشی از دو انقلاب

 از روزی که پادشاه قاجار زیر فشار آزادیخواهان ایران، فرمانی را صادر کرد که به فرمان مشروطیت معروف شده است، تا بیست و دوم بهمن ماه 1357 که نظام سلطنتی در برابر طغیان عمومی مردم فرو ریخت، تاریخ کشور ما گزارش خلاصه دو انقلاب پیامدهای آنهاست. در یکی از این دو انقلاب، حرکت روشنگرانه و آزادیخواهانه مردم ایران به تصویب قانون اساسی انجامید، که به رقم نواقص و معایب بنیادیش، حاکمیت اراده ملی در آن به رسمیت شناخته شد تا رای مردم و نمایندگان برگزیده ملت جانشین اراده خودکامه سلطان مستبدگردد و برای اعمال حاکمیت مردم بر چگونگی اداره کشور، مجلس شورای ملی برپا شود. منطق سیاسی حاکم بر آن حرکت چنان بود که حتی بسیاری از نواقص قانون اساسی آن انقلاب در عمل رفع شد از جمله آزادی مذاهب و آزادی زنان در صحنه فعالیت اجتماعی و سیاسی کشور در عمل برقرار گردید و در زمینه فرهنگی، نسلی از برزگان علم و اندیشه تربیت شدند که هر ایرانی آزاده و روشنفکر به وجودشان افتخار می کند. انقلاب مشروطیت ایران نخستین اقدام وسیع ملت ایران در برانداختن نظام استبدادی و تحقق حاکمیت ملی خویش به شیوه ای دمکراتیک در سرآغاز دوران نود ساله اخیر بود. با روی کار آمدن رضا شاه و تاسیس سلسله پهلوی، ادامه‌ی خواندن

سخنرانی در مراسم به خاکسپاری نوری دهکردی

سخنرانی مهدی خانبابا تهرانی در مراسم به خاکسپاری نوری دهکردی

که برای چاپ در اختیار راه آزدی قرار داده شده است

مهدی خانبابا تهرانی:

دهکردی با مایه گذاشتن از جان، سند دوستی و وفاداری خود را با جنبش کردستان و مردم ستمدیده آن دیار امضاء نمود

  نیمه شب 17 سپتامبر وقتی خبر قتل ناجوانمردانه  نوری دهکردی، صادق سرفکندی، فتاح عبدلی و همایوت اردلان را شنیدم، زبانم بند آمده بود چه که پس از فتل دکتر قاسملو و یارانش تا آن زمان سنگین تر از این خبر نداشتم. نوری دهکردی رفیق خوب و همراه و همرزم سالیان درازم در نیمه 46 سالگی با گلوله کین . به اسلوبی که سربازان گمنام “امان زمان” در دستگاه حجت الاسلام های خونخوار زیر و بم آن را خوب آموخته اند در خون نشسته بود و در کنار ش رفقای دیگرم، کاک صادف شرف کندی، فتاح عبدلی و همایون اردلان از دلیران کردستان. ادامه‌ی خواندن

نيم رخ؛ بخش ششم: مهدی خانبابا تهرانی

مهدی خانبابا تهرانی، فعال سياسی در مصاحبه با مسعود بهنود از پنجاه سال مبارزه خود با دو رژيم مستقر در ايران می گويد و يادآور می شود که در سياست آموختيم که بايد با واقع انديشی و شناخت جامعه حرکت کرد و نه با تئوری های از پيش ساخته.

وی که يک روز قبل از ۲۲ بهمن سال ۵۷ (روز پيروزی انقلاب اسلامی) همراه با عده ای از اعضای کنفدراسيون دانشجوئی مخالف رژيم سلطنتی به کشور بازگشت و شاهد سقوط آن رژيم شد، در مورد علت آن که چرا کمتر از يک ماه بعد در روز ۱۴ اسفند در برپائی جبهه دموکراتيک ملی همراه عده ای از نيروهای ملی و چپ شرکت کرد و به مقابله با نيروهای مذهبی رفت می گويد ما احساس کرديم که نيروی مذهبی قصد تشکيل يک حکومت دينی و سرکوب نيروهای ديگر را دارد و به فکر افتاديم که با هم بر سر حفظ دموکراسی متحد شويم. ادامه‌ی خواندن

مسکوب، انسانی نمونه در زندگی و هنر

مهدی خانبابا تهرانی از دوستان قديمی شاهرخ مسکوب بود که تا گذشته نزديک با هم در ارتباط بودند.

آقای خانبابا تهرانی از دوران معاشرت و دوستی خود با مسکوب خاطراتی دارد که کمتر جايی نقل و منتشر شده است. از او خواستيم اين خاطرات را نقل کند. آقای تهرانی با صدايی گرفته و بغضی در گلو گفت که برای چنين گفتگويی آمادگی ندارد، اما حاضر است برخی از خاطرات خود را برای ما بازگو کند.

اولين ديدار من با شاهرخ مسکوب در نيمه سال ۱۳۳۳ در مقر زندان زرهی تهران بود. بعد از کودتای ۲۸ مرداد سال ۱۳۳۲ عده زيادی از کادرها و فعالان و افسران وابسته به حزب توده دستگير شدند. شاهرخ هم که در فعاليت تشکيلاتی شرکت داشت، دستگير شده بود. ادامه‌ی خواندن