تأملاتی بر ویژگی‌های اپوزیسیون کنونی ایران

«اپوزیسیون» کنونی ایران محصول حرکت هفتاد سالۀ اخیر جامعه‌ی ایرانی است. در یک نگاه کلی، این دوره‌ی نسبتا طولانی را، صرف‌نظر از چند مرحله‌ی زمانی کوتاه، می‌توان دوران اختناق و حاکمیت بلامنازع استبداد آسیایی در قالب دیوانسالاری حکومتی دانست.


از چند ساله‌ی بسیار کوتاه انقلاب مشروطیت تا روی کار آمدن و استقرار حکومت رضا شاه و نیز از سال‌های فترت میان سقوط رضاشاه تا کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ و یکی دو سال آغاز پیروزی جنبش انقلابی ایران در ۲۲ بهمن ۱۳۵۷ و روی کار آمدن «حکومت اسلامی» که بگذریم، وجه مشخص این دوره نسبتا طولانی در واقع همان حاکمیت یکه‌تاز استبداد آسیایی در قالب دیوانسالاری حکومتی است که خود به سه دوره رضاشاهی، محمد رضاشاهی و ولایت فقیه تقسیم می‌شود البته نه آن مراحل کوتاه آزادی به عینه مانند هم بوده‌اند و نه این سه دوره‌ی نسبتا بلند استبداد آسیایی در قالب دیوانسالاری حکومتی از لحاظ اقتصادی، اجتماعی و سیاسی درست همانند یکدیگر هستند؛ برعکس، هرکدام از مراحل در قالب مقوله‌ی کلی خویش تفاوت‌ها و ویژگی‌های ذاتی خود را دارند. برای نمونه حضور به نسبت آزادانه‌ی نیروهای سیاسی در صحنه‌ی اجتماع و در سال‌های پیش از روی کار آمدن رضا شاه با حضور سازمان‌یافته‌تر و فعال‌تر احزاب و اتحادیه‌ها در دوره‌ی فترت مابین سال‌های ۱۳۲۰ تا ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ و شکوفایی خودانگیخته و سرشار از روح انقلابی سال‌های ۱۳۵۶ تا اواخر ۱۳۵۸ از لحاظ شکل و محتوای اجتماعی با هم تفاوت بسیار دارند.

ادامه‌ی خواندن

سخنرانی در مراسم یادبود محمود راسخ افشار

هم‌میهنان و حضار محترم، خانواده‌ی ارجمند راسخ افشار،

نخست اجازه می‌خواهم از طرف خانواده‌ام درگذشت رفیق و دوست عزیزم محمود راسخ افشار را به خانواده محترم راسخ افشار و تمام دوستان و حضار محترم صمیمانه تسلیت عرض نمایم تا در کنار شما خاطره و ضایعه دردناک از دست رفتن این شهروند آزاده و مبارز ایرانی را گرامی بداریم.
شما امروز برای بزرگداشت خاطره انسانی گرد آمده‌اید که تا واپسین دم حیات عاشق زندگی بود و بر این باور بود که اگر نیک و بد انسان، زاده محیط است، پس باید محیط را پاک و انسانی کرد. در تمام نیم قرنی که با او رفیق و همراه و همسفر بودم، لحظه‌ای در این پیکار تاریخی در راه آرمان انسانی درنگ نکرد.

محمود در کار و فعالیت سیاسی همواره بر اصول و نظام های ارزشی خود پایدار ماند و حفظ منافع ملی را بر هر مقصود و آماج دیگری برتری داد.
بگذارید با ذکر چند خاطره‌ی کوتاه که حاصل دوران پنجاه ساله‌ی دوستی و همراهی من با زنده‌یاد محمود راسخ افشار است، به سخنم ادامه دهم. به باور من از برجسته‌ترین فضایل محمود دلبستگی خدشه ناپذیر او به ایران و ایرانی و منافع ملی در فعالیت و کنش سیاسی بود. او در این زمینه صادقانه و صمیمانه پای می‌فشرد. به یاد دارم هنگامی که با آخرین پرواز سوئیس در ۲۱ بهمن ۱۳۵۷ همراه عده ای از فعالان سیاسی و اعضای کنفدراسیون عازم ایران بودیم،‌ هواپیمای حامل ما در شهر دمشق فرود آمد و مدت یک ساعت توقف داشت. سرنشینان هواپیما اجازه خروج از هواپیما را نداشتند اما در هواپیما باز بود. من و یکی دو نفر دیگر به نزدیکی در رفتیم تا طلوع سحر را تماشا کنیم و هوای پاک سپیده دم را به سینه فرو بریم. لختی بعد بازگشتم و رو به محمود گفتم: آقا بلند شو برو هوای تازه خاور را نفس بکش. در پاسخ گفت: نه، نه آقای تهرانی، این هوای ایران نیست. من منتظر می‌مانم تا در تهران نفس تازه کنم.
دیگر آن که به یاد دارم روزی که ارتش متجاوز عراق حمله هوایی به خاک ایران را شروع کرد،‌ محمود در منزل ما بود. رادیو تهران لحظه به لحظه از نزدیک شدن جنگنده‌های عراقی برای بمباران فرودگاه مهرآباد تهران، گزارش می‌داد.
محمود راسخ ناگهان با خشم و اندوه گفت: آقای تهرانی بیایید به بالای بام خانه برویم شاید از دستمان کاری ساخته باشد. به همراه محمود راسخ و برادر دیگرم که او هم محمود نام داشت، به پشت بام رفتیم و به چشم خود دیدیم که جنگنده‌های عراقی غرش کنان به قصد ریختن بمب در آسمان ظاهر شده‌اند. ناگهان متوجه چهره برافروخته محمود شدم که با مشت گره کرده همصدا با برادرم رو به هواپیماها فریاد می زدند: متجاوزین کثافت گورتان را گم کنید، ایران گورستان شما خواهد شد! در این لحظه دیدم که محمود راسخ و برادرم،‌ بی‌توجه به خطر جنگنده‌هایی که به سطح زمین نزدیک شده بودند، با چشمان پراشک، همدیگر را در آغوش کشیده، فریاد «زنده باد ایران» سر داده بودند. من آن لحظه را تا آخرین دم حیات از یاد نخواهم برد. آن لحظه‌ی پرشکوه به مثابه‌ی رمز پیوند فرزندان ایران با گرامی میهن‌شان تا امروز در خاطرم حک شده است.
عزیزان و یاران، محمود راسخ افشار،‌ آموزگار خوب شهر ما ناغافل ما را ترک کرد و ما را در بهت و ماتم فرو برد. در این سال‌های دراز و دردناک دوری از وطن، چه بسیار یاران نیک و شریف که از دست داده‌ایم. گویا آنها که عشقی پاک‌تر و خالصانه‌تر به وطن دارند باید در هجران و دوری از مادر میهن بیشتر بسوزند و بگدازند و با قلبی سوزان از مهر وطن در خاک آرام گیرند:
ای خاک اگر سینه‌ی تو بشکافند
بس گوهر قیمتی که در سینه‌ی توست

سرنوشت حاکمیت مردم در فاصله دو اتقلاب یا گزارشی از دو انقلاب

 از روزی که پادشاه قاجار زیر فشار آزادیخواهان ایران، فرمانی را صادر کرد که به فرمان مشروطیت معروف شده است، تا بیست و دوم بهمن ماه 1357 که نظام سلطنتی در برابر طغیان عمومی مردم فرو ریخت، تاریخ کشور ما گزارش خلاصه دو انقلاب پیامدهای آنهاست. در یکی از این دو انقلاب، حرکت روشنگرانه و آزادیخواهانه مردم ایران به تصویب قانون اساسی انجامید، که به رقم نواقص و معایب بنیادیش، حاکمیت اراده ملی در آن به رسمیت شناخته شد تا رای مردم و نمایندگان برگزیده ملت جانشین اراده خودکامه سلطان مستبدگردد و برای اعمال حاکمیت مردم بر چگونگی اداره کشور، مجلس شورای ملی برپا شود. منطق سیاسی حاکم بر آن حرکت چنان بود که حتی بسیاری از نواقص قانون اساسی آن انقلاب در عمل رفع شد از جمله آزادی مذاهب و آزادی زنان در صحنه فعالیت اجتماعی و سیاسی کشور در عمل برقرار گردید و در زمینه فرهنگی، نسلی از برزگان علم و اندیشه تربیت شدند که هر ایرانی آزاده و روشنفکر به وجودشان افتخار می کند. انقلاب مشروطیت ایران نخستین اقدام وسیع ملت ایران در برانداختن نظام استبدادی و تحقق حاکمیت ملی خویش به شیوه ای دمکراتیک در سرآغاز دوران نود ساله اخیر بود. با روی کار آمدن رضا شاه و تاسیس سلسله پهلوی، ادامه‌ی خواندن

سخنرانی در مراسم به خاکسپاری نوری دهکردی

سخنرانی مهدی خانبابا تهرانی در مراسم به خاکسپاری نوری دهکردی

که برای چاپ در اختیار راه آزدی قرار داده شده است

مهدی خانبابا تهرانی:

دهکردی با مایه گذاشتن از جان، سند دوستی و وفاداری خود را با جنبش کردستان و مردم ستمدیده آن دیار امضاء نمود

  نیمه شب 17 سپتامبر وقتی خبر قتل ناجوانمردانه  نوری دهکردی، صادق سرفکندی، فتاح عبدلی و همایوت اردلان را شنیدم، زبانم بند آمده بود چه که پس از فتل دکتر قاسملو و یارانش تا آن زمان سنگین تر از این خبر نداشتم. نوری دهکردی رفیق خوب و همراه و همرزم سالیان درازم در نیمه 46 سالگی با گلوله کین . به اسلوبی که سربازان گمنام “امان زمان” در دستگاه حجت الاسلام های خونخوار زیر و بم آن را خوب آموخته اند در خون نشسته بود و در کنار ش رفقای دیگرم، کاک صادف شرف کندی، فتاح عبدلی و همایون اردلان از دلیران کردستان. ادامه‌ی خواندن

سخنی بر مزارمهربان دوست شجاع صدری

سخنی بر مزارمهربان دوست شجاع صدری
حضار محترم , خانم ها , آقايان , دوستان وياران زنده ياد شجاع صدری که امروز دراين جا بر
مزاراو گرد آمده ايد , اجازه بدهيد , نخست درگذشت شجاع را به خانم ماريانه صدریهمسرفداکار
وصميمی او و فرزندانش رامين و هلن وساير بازماند گان وبستگا نش به ويژه خانواده بزرگوار
بيات که درچشم من شجاع بصورت عضوی جدائی ناپذير از اين خانواده به شمار می رفت, صميمانه
تسليت بگويم و برای همه بازماندگان و يارانش شکيبائی و برای مهربان از دست رفته مان اسماعيل
(شجاع) صدری, آرامش ابدی آرزوکنم .
دراين ايام بلند مهاجرت همواره يکی از دشوارترين لحظه های حيات من زمانی بوده و هست که
ناگريزبودم درمراسم غم از دست رفتن يار و دوستی جوان تر ازخودم سخن بگويم. ادامه‌ی خواندن

در مراسم بزرگداشت هشتادمین سالگرد تولد داریوش همایون

خانم‌ها آقایانِ محترم سلام.

ابتدا از برگزارکنندگان این مجلس، خانم مدرس، آقای کشگر و سایرِ دوستانی که مرا نیز به این مجلس دعوت کردند سپاسگزارم. سپس آنکه من برای حضور خودم در این مجلس دلایلی دارم که به اختصار بیان می‌کنم.

نخست پیام ساده‌ای دارم و آن را به‌صورت شفاهی بیان می‌کنم. از همین رو متنِ سخنانی را که نوشته و تدوین کرده‌ام، نمی‌خوانم و وقت حضار محترم را نمی‌گیرم، و آن را برای چاپ در اختیارِ هیئت تحریریه تلاش می‌گذارم.

قبل از همه چیز، هشتادمین سالگردِ تولدِ همایون را تبریک می‌گویم. (اول نوشته بودم “آقای داریوش همایون”. چون ما بلشویک‌ها قبلأ به‌هم “آقا” نمی‌گفتیم. بعداً در دوره‌ی رویزیونیست‌ها قرار شد آقا و خانم بگوییم. اما تا آمدیم عادت بکنیم این عادت را از ما گرفتند.) به‌هر حال من تولدِ دوست فرزانه‌ام داریوش همایون را صمیمانه شادباش می‌گویم و برایش عمر طولانی و سال‌های پُربار آرزو می‌کنم تا با اندیشه‌اش، با کار فکری‌اش و با سیاست‌ورزی‌هایش، مددرسان نسل جوان ایران باشد. ادامه‌ی خواندن

آغاز کار – سخنرانی افتتاحيه اتحاد جمهوری‌خواهان

خلاصه: همایش “اتحاد جمهوری خواهان ایران” روز ۲۰۰۴/۰۱/۰۷ با حضور بیش ۶۵۰ نفر از فعالین سیاسی و فرهنگی کشورمان کارخود را آغاز کرد. این تعداد تا پایان روز جلسه به ۸۰۰ نفر بالغ گردید. جلسه با انتخاب هیئت سنی گشایش یافت وآقای مهدی خانبابا تهرانی یک از اعضای هیئت سنی و از افراد موثر در شکل گیری “اتحاد جمهوری خواهان” با ایراد نطق زیر به جلسه رسمیت دادند:
هم میهنان، خانم ها و آقایان عزیز،
به نخستین همایش اتحاد جمهوری خواهان ایران خوش آمدید! اجازه بفرمائید قبل از آغازسخنم، به مناسبت فاجعه ی دردناک و تاسف بار زلزله ی بم که به مرگ هزاران تن از زنان، مردان و کودکان بی پناه این شهر تاریخی انجامید و ایرانیان را در هر گوشه ی جهان و در سراسر ایران زمین غرقه در ماتم و سوگواری نمود، در این جا به نام شما شرکت کنندگان درهمایش و از طرف اتحاد جمهوری خواهان ایران صمیمانه تسلیت بگویم و به احترام و یاد همه ی قربانبان این فاجعه، یک دقیقه سکوت اعلام کنم.
متشکرم. ادامه‌ی خواندن

سخنرانی در پارلمان سوئد درباره حقوق بشر در ایران

راه تحقق دموکراسی و حقوق بشر در ايران از ائتالف بزرگ ملی می گذرد
خانم ها، آقايان، حضار محترم پيش از آغاز سخن از عنايت برگزارکنندگان اين جلسه به موقعيت حقوق بشر در ايران متشکرم. سپاس گذارم که با دعوت از من فرصت شرکت در اين جلسه را به من داديد. از همه شما که در اين نشست حضور داريد نيز سپاس گذارم.
پايمال کردن حقوق بشر در ايران دردی مزمن، زخمی کهنه و قصه ای پر غصه است و پيشينه ای به قدمت تاريخ کشور من دارد. در بيش از سه هزار سال تاريخ مدون ايران، جز در برهه های کوتاه و گذرای ضعف حاکميت سياسی، نقص آشکار حقوق بشر با تقدير تاريخی ما عجين بوده است. طرفه آن که ايرانيان در يکی از کهن ترين اسناد موجود حقوق بشر، لوح کورش پادشاه هخامنشی در بيش از دو قرن و نيم پيش، سندی مهم در رعايت شان و کرامت آدمی به دست داده اند. با اين همه و به رغم تاکيد عرفان ايرانی بر رعايت کرامت انسانی، ساختار سياسی در ايران با استبداد شرقی مشخص می شود که بر نقی اراده همگانی به سود اراده فردی مستبدان و بر انکار شان و کرامت و آزادی آدمی شکل می گيرد. در صد و اندی ساله اخير نيز، به رغم تالش های مدام ايرانيان برای آزادی، دموکراسی و حقوق بشر، استبداد سياسی و دينی راه
را بر نقض آشکار و همه جانبه حقوق بشر باز گذاشته است. ساختار سياسی و قانون اساسی جمهوری اسالمی با انکار رای آزاد شهروندان و اعمال انواع تبعيض های جنسی، حقوقی و دينی، يکی از خشن ترين انواع استبداد دينی و سياسی را بر ايران تحميل کرده است. در قانون اساسی اسالمی رای آزاد اکثريت تابع اراده فردی ولی فقيه، رهبر مذهبی، است. 6 روحانی عضو شورای نگهبان، که رهبر مذهبی آن ها منصوب می کند، صالحيت نامزدهای نمايندگی مجلس و رياست جمهوری را تعيين می کنند. شورای نگهبان از حق وتوی مصوبات پارلمان نيز برخوردار است. ولی فقيه رئيس قوه قضاييه و فرماندهان ارتش، سپاه پاسداران و قوای انتظامی را منصوب کرده و از حق انحالل مجلس، تعيين سياست های کلی نظام، تدوين سياست خارجی کشور و عزل رئيس جمهور منتحب نيز برخوردار است. بدين سان اصل تقکيک قوای
سه گانه و استقالل قوه قضاييه منتفی شده است. در قوانين ايران زنان ، در موارد مهمی از جمله پوشش، حق حضانت کودکان، ارث، نامزد شدن برای مقام رياست جمهوری و قضاوت از حقوق برابر با مردان محروم شده اند. در قانون مجازات عمومی زنان نيمه انسان به حساب می آيند. قوانينی که از فقه سنتی الهام گرفته اند به تبعيض جنسی عليه زنان، که در فرهنگ مرد ساالر ايرانی
ريشه های ديرينه دارد، مشروعيت حقوقی بخشيده اند. ادامه‌ی خواندن